🧩 ترجمهی داستان کوتاه «پارک»
📕NICK YOUNG: The Park
📆۲-April-24
It had been a year to the day since we had parted, and there he was laughing, strolling arm-in-arm with his latest lover. As he neared, our eyes locked for the briefest moment. I opened my mouth to speak but all that emerged was the hollow silence of a broken heart.
🧩 «پارک»
از روزی که از هم جدا شده بودیم یکسال میگذشت و او آنجا بود، خندان، درحالیکه دست در دست جدیدترین معشوقهاش قدم میزد. نزدیکتر که میشد، برای لحظهای بسیار کوتاه، چشمهایمان در هم قفل شدند. دهانم را باز کردم تا چیزی بگویم، امّا تنها چیزیکه از آن بیرون آمد، سکوت عمیق یک قلب شکسته بود.
🍮#داستان_کوتاه
🥈#متوسط
🚥نکات مهم:
۱٫ part: جدا شدن
۲٫ stroll: قدم زدن
۳٫ latest: جدیدترین
۴٫ brief: کوتاه
۵٫ emerge:، بیرون آمدن، ظاهر شدن
🎯 به روش ترجمه all that دقت کنید.
🎧 اگه تونستید با هدفون گوش کنید 😊
زبانمند تالار گفتگو درباره زبان
