🧩 ترجمهی داستان کوتاه «افسانهی شهری»
📕MICHELLE WILSON: Urban Legend
📆۱۳-DEC-22
Say his name three times (they said forbiddingly) and the boogeyman appears, manifesting your worst nightmares: snakes, spiders, failing French class, forgetting to clean your room, the blur of your father’s bony knuckles.
We tiptoed, mute, terrified of our own voices,
unaware that it was our silence that fed him.
License: CC BY-NC-SA 4.0
🧩«افسانهی شهری»
با لحنی ترسناک میگفتند: کافی است اسم لولوخرخره را سه بار به زبان بیاوری تا او ظاهر شود و بدترین کابوسهایت را به تو نشان دهد: مار، عنکبوت، کلاس فرانسه که در آن چیزی یاد نمیگرفتی، فراموش کردن این که اتاقت را مرتب کنی، و تصویر مبهم برجستگیهای پشت بندانگشتهای استخوانی پدرت. ما پاورچین، پاورچین، بی صدا و در حالی که از صدای خودمان هم میترسیدیم، راه میرفتیم. بی خبر از اینکه این سکوت ما بود که خوراک آن هیولا را فراهم میکرد.
🍮#داستان_کوتاه
🥇#پیشرفته
🚥نکات مهم:
۱٫ forbidding: ترسناک
۲٫ manifest: نشان دادن
۳٫ nightmare: کابوس
۴٫ blur: تصویرمبهم
۵٫ unaware: بیخبر
زبانمند تالار گفتگو درباره زبان
