🧩 ترجمهی داستان کوتاه «پسر نویسنده»

📕 GUY PRESTON: The Writer’s Son
📆۲۸-May-15
I would listen from bed as Father scribbled upon paper. To the soundtrack of snoring I would sneak into the study, steal his pen, and muffle the click with my pyjama top.
I stared at blank pages and waited: but Father had not left any words in the pen tonight.
License: CC BY-NC-SA 4.0 (https://creativecommons.org/licenses/by-nc-sa/4.0/)
🧩 «پسر نویسنده»
از داخل تخت خوابم به صدای تندتند نوشتن پدر روی کاغذ گوش میدادم. وقتی خروپف موسیقی متن میشد، بدون این که کسی متوجه شود، وارد اتاق مطالعه میشدم، بدون اجازه خودکارش را برمیداشتم و صدای چیلیک دکمهاش را با پیراهن لباس خوابم خفه میکردم.
به صفحه خالی خیره شدم و منتظر ماندم: اما پدر امشب هیچ کلمهای داخل خودکار باقی نگذاشته بود.
🏅سطح #متوسط #زبان_انگلیسی
☕️ #داستان_کوتاه شماره ۵۰
🎶 پلیلیست کل داستانهای سایت
🚥کلمات مهم:
۱٫ Scribble: تندتند نوشتن
۲٫ Snore: خروپف کردن
۳٫ Sneak: دزدكى حركت كردن
۴٫ Steal: دزدیدن
۵٫ Muffle: خفه کردن
زبانمند تالار گفتگو درباره زبان
